
سلام علیکم دوستان این مطلب رو در جواب مدیر وبلاگ اسلام انلاین (سنی مذهب)نوشتم و در قسمت نظرات ایشان ثبت کردم جوابی است به شبهاتی که امروزه اهل تسنن بر مذهب حقه تشیع وارد میکنن گرچه این شبهات سالهاست که جواب داده شده اند اما خوندن ان خالی از لطف نیست
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون أحسنه اولئک الذین هداهم الله واولئک هم اولوا الالباب
پس بندگان مرا بشارت ده كسانى كه سخنان را مىشنوند و از نيكوترين آنها پيروى مىكنند آنان كسانى هستند كه خدا هدايتشان كرده و آنها خردمندانند سوره زمر ایه 18
سلام سخنانم رو کوتاه میکنم چون این مطلب به خودی خود بلند هست وبعضی وقتها لازمه که حتی شبهاتی به این راحتی رو در موردشون مفصلا توضیح بدی میدونید چرا؟؟؟؟؟
چون اساسا شبهه ایجاد کردن خیلی راحتر از جواب دادن به شبهاته شبهات از جهل ما نشات میگیره وانسان بلفطره جاهله و غافله کما اینکه خداوند متعال بارها در قران کریم انسان رو غافل یادکرده اندوما در قرآن عباراتي همچون «اكثرهم لا يعلمون» و «اكثرهم لا يعقلون» و... را در قرآن مشاهده مي كنيم
مثلاایه«يعلمون ظاهرا من الحياه الدنيا و هم عن الاخره هم غافلون؛ به ظاهر زندگي دنيا علم دارند ولي از باطن آن يعني آخرت غافلند» (روم، آيه 7)
لذا انسان فطرتا جاهل است ودر قران میبینیم که میفرمایند
وَ اللَّهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطونِ أُمَّهَتِكُمْ لا تَعْلَمُونَ شيْئاً
خداوند شما را از شکم مادرانتان خارج کرد، در حالى که چيزى نمىدانستیدُونَ
لذا به راحتی میتوان شبه ای ایجاد کرد وبا یک شبهه انسان ممکن است حتی ایمانش را از دست بدهد البته نه هر انسانی
اما جواب دادن به شبهات کمی زمانبر وطولانی است چون لازمه مقدماتی است ولازمه علمی است حال اینکه هر انسانی این علم را ندارد وشخص گوینده باید با تامل مخاطب را برای شنیدن جواب شبهه اماده کند لذا دوستان ناگزیر هستم تا اینهمه توضیح بدم ومطلب رابشکافم
اقای حامد برادر ارجمند واقایانی که از این مطلب حمایت میکنید الحمدلله همه ما مسلمان هستیم وقران شاید قویترین وجه مشترک ما باشد
من عمدا اصرار بر این مسئله نمودم که اقای حامد خان فقط به قران اکتفا نکنن اگرچه من در رد این عقیده ایات واسناد قرانی در کامنت های گذشته ارائه دادم داشتم
زیرا قران خود به خودی خود ممکن است با عث گمراهی شود کما اینکه در کامتنهای گذشته من ایاتی در این رابطه ارائه دادم
حالا ایه دیگر از قران که سندیست بر گواهی اینجانب
هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ
اوست كسى كه اين كتاب [قرآن] را بر تو فرو فرستاد. پارهاى از آن، آيات محكم [صريح و روشن] است. آنها اساس كتابند و [پارهاى] ديگر متشابهاتند [كه تأويلپذيرند]. اما كسانى كه در دلهايشان انحراف است براى فتنهجويى و طلب تأويل آن [به دلخواه خود،] از متشابه آن پيروى مىكنند، با آنكه تأويلش را جز خدا و ريشهداران در دانش كسى نمىداند
لذا تا اینجا مشخص شد که ایات خود دوقسمت میشوند وبرخی از ایات راباید از راسخون فی العلم که همانا عترت هستند همانهایی که در حدیث ثقلین پیامبر انها را ثقه دگر این قران نام برده اند عرضه کرد اینجاست که ما میگوییم جمله حسبنا کتاب الله غلط است وقران به تنهایی نمیتواند مایه هدایت باشد وباید کسی باشد که تاویل قران کریم را بداند انان که راسخون فی العلم هستند همانهایی که در حدیث ثقلین امدند لذا مشخص شد که قران را بایددر برخی ایات تائویل کرد
این خود یک مطلب ومطلب دیگر اینکه این ایاتی که دوست ما در مطلبشان ارائه دادند ایات متشابهات هستند کما اینکه ما ایاتی ودر قران کریم داریم که ظاهرا این ایات را نقض میکنن قبل از اوردن ان ایات من یک نکنته را به اقای حامد خان که خیلی قلمشان هم بی پرواست متذکر شوم اقای حامد خان عبادت غیر از خدا یا شرک است یا کفر یا اینکه شخص اصلا خدا راقبول ندارد وکافر است لذا چیز دیگری را میپرستد یا اینکه اصلا چیزی را نمیپرستد این شخص کلا کافر است
اما مشرک کسی که خدا را قبول دارد اما در کنار خدا کسان دیگری را هم میپرستد شما کدام شیعه را دیدید که اهل بیت یا زیارتگاههای انها را میپرستد وقائل است اینها ربوبیت دارند شیعه اگر چه توسل میکند وشفیع میجوید اما تعبد غیر از خدا ندارد حالا توسل وشفاعت از دیدگاه قران کریم تا معلوم شود در خود این قران هم ایاتی هست که دلالت بر صحت امر توسل وشفاعت است
خب حالا ما شیعیان که ادعا میکنیم اهل بیت شفعای ما هستند در نزد خدا
اصولا ایا شفاعت در قران امده است؟؟؟ ایا صحیح است ایا از ان در قران ذکر شده است؟؟؟؟؟ ماچه جواز قرانی در اثبات حقانیت شفاعت وتوسلات خود داریم؟؟؟؟؟
به ایات زیر توجه بفرمایید!!!
يومئذ لاتنفع الشفاعة إلاّ من أذن له الرحمان ورضي له قولاً(
؛ در آن روز، شفاعت [به كسي] سود نبخشد، مگر كسي را كه [خداي] رحمان اجازه دهد و سخنش او را پسند آيد.
بله در سوره طه ایه 109 امده است که مگر کسی که خدای رحمان به او اذن بدهد
حالا ایات دیگر را مشاهده بفرمایید
)... من ذاالذي يشفع عنده إلاّ بإذنه يعلم مابين أيديهم وما خلفهم...(([7]) ؛ ... كيست آنكس كه جز به اذن او در پيشگاهش شفاعت كند؟ ... ظاهر آيه اين است كه بدون اذن او شفاعت نخواهد بود، ولي تلويحاً ميرساند كه شفيعاني هستند كه در روز قيامت شفاعت ميكنند
إن ربكم الله الذي خلق السماوات والأرض في ستة أيام ثم استوي علي العرش يدبر الأمر مامن شفيع إلاّ من بعد إذنه ذلكم الله ربكم فاعبدوه أفلا تذكرون(([2])؛ پروردگار شما آن خدايي است كه آسمانها و زمين را در شش هنگام آفريد. سپس بر عرش استيلا يافت. كار [آفرينش] را تدبير ميكند. شفاعتگري جز پس از اذن او نيست. اين است خدا، پروردگار شما، پس او را بپرستيد. آيا پند نميگيريد؟
لايملكون الشفاعة إلاّ من اتخذ عند الرحمن عهداً(([9])؛ [آنان] اختيار شفاعت را ندارند، جز آنكس كه از جانب [خداي] رحمان پيماني گرفته است.
يعني گروهي كه از خداوند وعدهي شفاعت دريافت كرده باشند، ميتوانند شفاعت نمايند
شرط شفاعت اذن پروردگار است و اين گونه شفاعت هيچ منافاتي با آيات مختص به شفاعت خداوند ندارد، زيرا شفيع استقلال در كار خود ندارد و وساطت او به اجازهي پروردگار است، و او تنها مجري امر خداوند و مظهر ارادهي حكيمانه او ميباشد. از اينرو اولياي الهي سبب ميباشند و مؤثر اصلي خود خداوند است.
[2]. يونس )10( : 3
[7]. بقره )2( : 255.
[9]. مريم )19( : 87
خب دوستان تا حالا مشخص شد که شفاعت وجود داره وشفاعت در قران ذکر شده لذا جنبه شرعی دارد پس هرکس که معتقد به شفاعت باشه مشرک یا کافر نیس واین نیست که چون من اهل بیت رو واسطه بین خودم وخدا قرار میدم اونها رو دارم عبادت میکنم و خدا رو گذاشتم کنار نه خیر شیعه قائل به اهل بیت هست ولی قائل به ربوبیت نیست وشفاعت با ربوبت فرق دارد اگر نداشت خدا اذن شفاعت در قران کریم نمیدادند
خب حالا از کجا بدونیم که عترت میتواند شفاعت کند
طبق نص قران
يومئذ لاتنفع الشفاعة إلاّ من أذن له الرحمان ورضي له قولاً(
؛ در آن روز، شفاعت [به كسي] سود نبخشد، مگر كسي را كه [خداي] رحمان اجازه دهد و سخنش او را پسند آيد
خب حالا عترت سخنشان پسند خدا می اید یا خیر ؟؟؟؟
نه فقط عترت پیامبر اکرم بلکه هرکسی که خدا خدا به او اذن بدهد واز او خشنود باشد میتواند شفاعت کند
طبق حدیث ثقلین که عترت را همتراز قران ذکر کرده اند وگفته اند این دو از هم جدا نمیشوند
بله سخنانشان مقبول وپسند حضرت حق است ونمیشود کسی که خدا از انان ناراضی باشد همتراز وثقه دیگر قران باشند
این حدیث پر برکت در بیش از 200کتاب اهل تسنن با عترت نام برده شده تنها در تعداد انگشت شماری با سنت ذکر شده است واگر لازم باشد من به شما انهم از طریق قران ثابت میکنم که سنت همان عترت است وغیر از عترت نمیتواند باشد وصحابه وخلفا سنت نبوده اند ودر حقیقت عترت با سنت فرقی ندارد
ونمیشود باب مدینه العلم سخنش پسند خدا نباشد زیرا همواره برای خدا سخن میگوید کسی که به اعتقاد خود اهل عامه هیچ گاه بت نپرستید و واولین شخصی بود که اسلام اورد وان همه مناقب که دیگر فکر نمیکنم دوستان از انها بیخبر باشند تا من انها را ذکر کنم
لذا اهل بیت علیهم السلام قادر به شفاعت هستند که ما به انها توسل کنیم
اما توسل به مرقد این بزرگواران ایا شرک است؟؟؟؟؟؟؟
انهم جواب قرانی دارد
يا ايها الذين امنوا اتقوا اللَّه و ابتغو اليه الوسيله» مائده، 35
اى كسانى كه ايمان آوردهايد از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد و وسيلهاى براى تقرّب به او بجوييد
البته واضح است که شیعیان به خود مرقد توسل نمیکنند اگر اینگونه بود انها به خود زحمت نمیدادند تا از ایران به عراق وکربلا بروند همین ایران مرقدی میساختند وبه ان توسل میکردند پس معلوم میگردد توسل در حقیقت به صاحب مرقد است نه به خود مرقد خب حالا شیعیان به زیارت مراقد اهل بیت بروند وانها را وسیله قرار بدهند ایا شرک است!!!!!
الحمدلله شما همه قران میخوانید وحسبنا کتاب الله میگویید ایا جریان پیراهن حضرت یوسف را نمیدانی
إذهبوا بقميصي هذا فألقوه علي وجه أبي يأت بصيراً» اين پيراهن مرا با خود ببرند و بر صورت پدرم (يعقوب) افكنيد تا ديدگانش بينا گرد
سوره مبارک یوسف ایه 93
خب به نظر شما حضرت یوسف مشرک بودند ایا پیامبر خدا بر خدا شرک میورزد انهم شرک که گناهی نابخشودنیست ومستوجب اتش جهنم است
خب حالا بریم سراغ حضرت یعقوب ببینیم ایشون چکار میکنن!!
«فلما أن جاء البشير ألقاه علي وجهه فارتدّ بصيراً»آنگاه كه مژده دهنده، آن پيراهن را بر رخسار او افكند، بينايي وي بازگشت
سوره مبارک یوسف ایه 96
میبینیم که حضرت یعقوب هم با پیراهن حضرت یوسف بینا شدند و این پیراهن وسیله ای میشود برای شفای حضرت یعقوب
ایا پیامبران الهی شرک میورزیدند؟؟؟؟؟
چرا خدادر قران این کار حضرت یوسف و حضرت یعقوب را ملامت نکردند
اگر یک پیراهن شفا میدهد ایا اهل بیت نمیتوانند شفا دهند امیرمومنان نمیتواند پیامبر نمیتواند ؟!!!!!!!!!!!
عجیب است فکر کنیم اینها نمیتوانند واسطه شوند شفیع شوند اما پیراهن حضرت یوسف میتواند وسیله شود
اگر تمسک به ضریح از نظر خدا مقبوح است چگونه تمسک به یک پیراهن مقبوح نیست
دوستان این نظر قرانی من بود البته بازهم مثال قرانی دارم ولی متاسفانه با کمبود وقت مواجه هستم
در ضمن نظر عقلی ونقلی هم بر این مسئله دارم که تحقیق این حقیر است
اگر مایل باشید در اختیارتون قرار میدم
دوستان شده تا حالا از باباتون پول تو جیبی بخواید ؟![]()

