اصل اين دستور را حضرت علّامه آية الله سيّد محمّد حسين حسيني طهراني أفاض الله علينا من برکات تربته، در سال آخر عمر شريف و با برکت خود در يکي از جلسات براي خواصّ أصحاب خودشان از روي نسخ? خطّي آية الحقّ مرحوم آية الله حاج ميزا علي قاضي طباطبائي که بنام «صَفَحاتٌ منْ تاريخ الأعلام» بقلم فرزند ايشان نوشته شده است، بيان فرموده، به عمل و مداومت آن تأکيد نمودند و مخصوصاً به طلّابي که با حضرتش مأنوس بودند، أمر کردند آنرا در دفتر خود ثبت نمايند [لذا اين حقير از روي نسخ? ايشان در کتابخان? معظّم له استنساخ نمودم] اينک متن عربي آن را با استفاده ترجمه و توضيح مختصر آن بزرگوار به علاقمندان تقديم مي نمائيم و آن متن از اين قرار است:
«أَلْحمدُ للهِ رَبِّ العالمين، وَ الصَلوةُ وَ السلامُ علي الرَّسولِ الْمبينِ وَ وَزيرهِ الْوصيِّ الأَمين وَ أبْنآئهُما الْخلفاءِ الرَّاشدين وَ الذُّريَّة الطاهرين وَ الخَلَفَ الصالح وَ الماءِ الْمعين صَلّي اللهُ وَ سلّمَ عليهمْ أجْمَعينَ».
«حمد مختصّ ذات أقدس پروردگار عالميان است. و صلوات و سلام خدا و فرشتگان مقرّب و هم? جهانيان، بر فرستاد? آشکار او، و بر وزير و وصيّ أمين آنحضرت، أميرالمؤمنين؛ و بر فرزندان آن دو بزرگوار که خلفاء راشدين و راه يافتگان و راهنمايان به حقّ و صراط مستقيم، و ذرّي? طاهرين آنان مي باشند باد. و درود و سلام بر خلف صالح و جانشين بحقّ و شايست? آنها باد که آب گوارا بر کام تشن? اُمّت و شيعيان مي باشند.
«صَلَّي الله وَ سَلّمَ عليهمْ أجْمعينَ» درود و سلام خداوند بر هم? آنان باد.»
تَنبهْ فَقدْ وافَتکمُ الْأشهُرُ الْحرُمْ
تَيقظْ لکي تَزدادَ في الزَّادِ وَ اغْتنمْ (1)
فقُمْ في لياليها وَ صُمْ منْ نهارها
لِشکْر إلهٍ تَم فِي لُطْفه وَ عَمّْ (2)
وَ لا تَهجَعَنْ في اللَيل إلاَّ أقَلَّهُ
تَهَجّدْ وَ کمْ صَبٍّ من اللَيْل لَمْ يَنَمْ (3)
وَ رتِّلْ کتابَ الْحَقِّ وَ اقرأَهُ ماکثاً
بِأَحْسن صوتٍ نورُهُ يشرقُ الظلمْ (4)
فَلمْ تحظَ بَلْ لَمْ يُحظَ بِمِثْله
وَ أخْطأَ مَنْ غيرَ الذي قُلْتُهُ زَعمْ (5)
وَ سلِّمْ علي أَصْل القُرانِ وَ فصلِهِ
بَقِيَّة آل الله کُنْ عبْدَهُ السَّلمْ (6)
فَمنْ دانَ للرَّحْمن في غيرِ حُبِّهمْ
فَقَدْ ضَلَّ في إنکارهِ أعظمَ النِّعمْ (7)
فَحُبهمْ حُبُّ الالهِ اسْتعذْ به
هُمُ الْعروَةُ الوُثقي فَبالعرْوَة اعْتصمْ (8)
فلاتَکُ باللاهي عن الْقول وَ اعْتَبرْ
معانيه کيْ تَرْقي إلي أرْفَع الْقمَمْ (9)
عَليکَ بِذکر الله في کُلِّ حالةٍ
وَ لا تَن فيهِ لا تقُلْ کيْفَ ذاوکم! (10)
فهَذا حِمي الرَّحمن فادْخلْ مُراعيا
لِحرماته فيها عَظِّمْهُ وَ التزمْ (11)
فَمَنْ يعتصم بالله يُهْدَ صراطُهُ
فإنْ قُلْتَ رَبِّي اللهُ يا صاحِ فاسْتقمْ (12)
1- آگاه و متوجه باش! که ماههاي حرام (رجب و شعبان و رمضان که در نزد أهل عرفان ماههاي حرامند) از راه رسيد؛ بيدار باش! تا اينکه براي مسافرت خويش توشه برداري و اين فرصت را از دست مده و غنيمت بشمار!.
2- شبهاي آن را به بيداري و روزهاي آن را به روزه گرفتن سپري نما، بشکران? اينکه خداوند لطف خويش را عام و شامل همگان فرموده است!.
3- و شب را جز به مقدار کمي استراحت و خواب سپري مکن؛ و نماز شب را بنحو تهجّد و بيدار و خواب بجاي آور (يعني چند رکعتي نماز بخوان و مقداري بخواب و سپس بيدار شو و به همين ترتيب عمل نماي، تا نافل? شب پايان پذيرد) و چه بسيارند عاشقاني که هرگز در شب نمي خوابند!.
4- و کتاب حقّ را تلاوت نماي و آنرا با بهترين صوت و زيباترين نغمه و آرام آرام قرائت کن، چرا که ظلمتها و کدورتها را تبديل به نور و روشنائي مي نمايد.
5- پس تو بهره مند نشدي، بلکه هيچکس از چيزي به مانند قرآن بهره نبرده است! و هر کس غير از گفت? مرا بگويد سخت در اشتباه فرو رفته، مرتکب خطا گرديده و گمان او گمان باطلي خواهد بود!.
6- و سلام بفرست بر أصل قرآن و فصل آن (که مقصود محمّد و آل محمّد صلوات الله عليهم أجمعين هستند) که آنان باقيماندگان آل الله مي باشند و در برابر آنان عبد محض و تسليم و بدون اراده باش!.
7- هر کسي که در غير حبّ آنها خود را در ذمّ? خداوند رحمن درآورد و به انداز? ذرّه اي از محبّت غير آنها در دل راه دهد، او محققاً گمراه شده و منکر نعمت ولايت آنان گرديده؛ و در اين انکار خود نعمتهاي پروردگارش را از دست داده است!.
8- پس محبّت به آنها محبّت به خداوند است و در اين صورت تو خود را در پناه حبّ خداوند درآور!.
9- و دربار? قرآن کوتاهي مکن و آنرا از روي لهو و لعب قرائت منماي و در معاني آن دقّت کن تا بواسط? دقت در قرآن به بالاترين ذروه از قلل مجد و شرف نائل آئي!.
10- و در هر حال بر تو باد که ذکر و ياد خدا؛ و مبادا کوتاهي کني در قرائت قرآن و ذکر پروردگار و هيچگاه در اين مورد عذر نياور که: چگونه و چه مقدار به ياد او باشم. (يعني اشتغال به امور دنيوي و تراکم شواغل و مشاغل تو باعث نشود که در اين دو مهمّ سستي و تکاهل ورزي و آنرا بعنوان عذر براي خويش تلقّي نمائي
11- اين ماهها (رجب و شعبان و رمضان) قرقگاههاي خداوند است، پس در اين قرقگاه داخل شو، اما حرمت آنرا پاس بدار و آنها را معظّم داشته، ملتزم به رعايت آداب آن باش.
12- پس هر کسي که به خداوند معتصم شود (دست به دامان رحمت و جمال و جلال او دراز نمايد و به ريسمان او چنگ بزند) خود را در صراط او مي يابد و اگر گفتي «ربّي الله» اي گوينده! روي اين کلام ايستادگي نماي و دست از آن برندار.
«قالَ عَزَّ منْ قائلٍ: «وَ مَنْ يعتصِم بِالله فقَدْ هُدي إلَي صِراطٍ مستقيمٍ».
وَ قالَ: «وَ اسْتقمْ کَمآ أمرْتَ.....»
وَ قالَ جلَّ جلالُهُ العَظيمُ: «إنَّ الذين قالوا رَبُّنا اللهُ ثمَّ استَقَموا تتَنَزَّلُ عليْهمُ الملئکَة...».
«خداوند عزيز مي فرمايد: «و هر کسي که اعتصام به خدا پيدا کند براستي در صراط مستقيم و راه راست هدايت شده است».
و نيز فرموده است «به آنچه که مأموريت يافتي پايداري و استقامت نما!»
و نيز پروردگار که داراي جلال و مجد و عظمت است مي فرمايد: «براستي آن کسانيکه بدين معني اقرار نمودند که: پروردگار ما «الله» است و پس از اين اقرار و اعتراف، استقامت و پايداري را پيش? خود ساختند، ملائک? پروردگار بر آنها فرود مي آيند......»»
«انتبهوا إخواني الأعزَّة وَفقَکمُ اللهُ لطاعتِهِ، فَقَدْ دَخلنا في حِمي الأشَهرِ الْحرُمِ، فَما أعظم نِعَم الْباري علينا وَ أتَمَّ؟!
فالْواجِبُ علينا قَبْلَ کُلِّ شيْءٍ التوبَةُ بشُروطها اللازمَةِ وَ صَلَواتُها الْمعْلُومَةِ ثُمَّ الاحتمآء مِنَ الکبائِرَ وَ الصَّغائِرِ بِقدْر القُوَّة.»
«هان اي برادران عزيز و گراميم – که خداي شما را در طاعت خود موفّق بدارد – آگاه باشيد! متوجه و هشيار باشيد که ما در قرقگاه داخل شده ايم و همانگونه که در زمينهاي حرم بايد از محرّمات اجتناب نمود و ارتکاب يک سلسله اعمالي که در حرم جرم نيست در آنجا جرم محسوب مي شود، در اين ماهها هم که قرقگاه زماني محسوب مي شود چنين است و بايد با هشياري و مواظبت در آن وارد شد، و به همان نحو که در قرقگاه مکاني که حرم است، انسان به کعبه نزديک مي شود، در اين ماهها هم که قرقگاه زماني است، انسان به مقام قرب خداوند مي رسد. پس چقدر نعمتهاي پروردگار بر ما بزرگ و تمام است؟! و او هرگونه نعمتي را بر ما تمام نموده است؟!.
پس حال که چنين است، قبل از هر چيز آنچه که بر ما واجب و لازم است، توبه ايست که داراي شرايط لازمه و نمازهاي معلومه است (مقصود همان دستور توبه ايست که رسول خدا صلي الله عليهِ وَ اله و سلم در ماه ذوالقعدة الحرام داده اند و در کتب ادعيه مثل «مفاتيح الجنان» آمده و چهار رکعت نماز دارد)
و پس از توبه، واجب ترين چيز بر ما پرهيز از گناهان صغيره و کبيره است تا جائيکه توان و قدرت و استطاعت داريم!.»
«فَلَيْلَةُ الجُمُعه أوْ يوْمُ الأحدِ تُصَلوُّنَ صَلوةَ التوبة ليلةَ الْجمعَةِ أوْ نهارِها؛ ثُمَّ تعيدُونها يوْمََ الأحَدِ في الْيومِ الثانِي مِنَ الشَّهْرِ.
ثُمَّ تلتزمونَ المراقَبَة الصَّغْري وَ الکُبْري وَ المُحاسَبَةَ وَ المُعاتَبَة بِما هُوَ أحْري. فَإنَّ فيها تَذْکرةً لِمَنْ أرادَ أن يَتَذَکَّرَ أوْ يَخْشي.»
«پس (اي برادران عزير) دستور توبه را در شب جمع? اول ماه (رجب) يا روز جمعه؛ و يا روز يکشنب? آن، انجام داده نماز توبه را بخوانيد؛ سپس آنها را در روز يکشنب? دوّم همان ماه تکرار و اعاده نمائيد.
سپس ملتزم شويد به مراقبه، چه مراقب? صغري (باز داشتن نفس از آنچه که خداوند بدان راضي نيست) و چه مراقب? کبري (نگاه داشتن دل از آنچه محبوب نمي پسندد).
و نيز خود را وادار به محاسبه (حساب کشيدن از نفس) و معاتبه (سرزنش نمودن در صورت لغزش) و معاقبه (تنبيه نمودن نفس در صورت ارتکاب خلاف) به آن چيزي که شايسته و سزاوار است نمائيد.
پس براستي هر کسي که در صدد متذکر شدن به ذکر حقّ و در مقام خشيت از ذات اقدس حضرت حقّ متعال بوده باشد مي تواند از راه مراقبه و محاسبه و معاتبه و معاقبه متذکر گردد!.»
«ثُمَّ اقْبَلوا بقلوبکُمْ وَ داوُوا أمراضَ ذُنوبکُمْ وَ هَوَّنُوا بالْإسْتغْفار خُطُوبَ عُيوبِکُمْ.
وَ إياکُمْ وَ هَتْکَ الْحرماتِ فَإنَّ مَنْ هَتَکَ وَ إنْ لَمْ يهتکِ الکريمُ عليِهِ فهُوَ مَهْتوکٌ.
وَ أنّي يرْجي النزجاةُ لِقلبٍ ارتبکَتْ فيهِ الشُّکوکُ حتي يسلِکَ سَبيلَ المتقينَ وَ يَشْربَ منَ المآءِ الْمَعينِ مَعَ الْمُحسنين؟! وَ اللهُ الْمستعانُ علي نَفْسي وَ أنْفسِکُمْ وَ هُوَ خيْرُ مُعينٍ».
«پس از اين مرحله، با دلهاي خود بخداوند رو آورده، بيماريهاي گناهانتان را معالجه و مداوا نمائيد و بوسيل? استغفار، بزرگي و سنگيني عيوب خود را کاهش دهيد.
و بپرهيزيد از اينکه حريم الهي را بشکنيد و پرده هاي حجاب را بالا زده حرمت حرم را هتک نمائيد!
زيرا براستي چنين شخصي در نظام تکوين بي آبرو و مهتوک است گرچه خداوند کريم از روي کرمش، بحسب ظاهر آبروي او را حفظ نمايد؛ و همين جزاي اوست و نيازي به مجازات پروردگار ندارد!.
و کجا اميد نجات است براي دلي که شبهات وارد آن شده در او نفوذ نموده است؟! (يعني يکي از واجبات و لوازم حتميّ? سلوک إلي الله، يقين داشتن به مبدأ و معاد و حقانيت طريق و شيخ و استاد است، و در صورت پيدايش کمترين شک و ترديدي سالک خودبخود از حرکت باز مي ماند. بنابراين، محال است با وجود شک، سالک از مهلکه نجات پيدا نمايد.) و چنين شخصي هرگز نمي تواند در راه متقين قدم بردارد؛ و هيچگاه قدرت ندارد به مقام محسنين راه يابد و با آنان از چشم? آب گوارا بنوشد.
و خداوند تنها محلّ اتّکاي من و شما است و او بهترين يار و ياور مي باشد.»
«1- عَليْکُمْ بالْفرائض في أَحْسن أوقاتها وَ هي مَعَ نوافلها الإحْدَي وَ الخمْسين. فانْ لَمْ تتَمَکَّنُوا فبأرْبَعٍ وَ أرْبعينَ. وَ إنْ مَنعتکُمْ شواغِلُ الدُّنْيا، فَلا أقَلَّ مِنْ صلوة الْأوَّابين.
2- وَ أما نَوافلُ الليْلِ فلا محيصَ منها عنْدَ المؤْمنين. وَ العجبُ ممَّنْ يَرومُ مرْتبةً مِنَ الکَمالِ وَ هُوَ لا يَقُومُ الليال! وَ ما سَمعنا أحَداً نالَ مرْتبةً مِنهُ إلا بِقيامِها.»
و اما دستورالعمل اين سه ماه:
«1- بر شما باد به اينکه نمازهاي فريض? خود را با نوافل آن که مجموعاً پنجاه و يک رکعت5 است، در بهترين اوقاتشان انجام دهيد؛ و اگر نتوانستيد چهل و چهار رکعت6* آنرا بجا بياوريد.
چنانچه باز هم شواغل دنيا شما را بازداشت، حتماً نافل? ظهر را که به او «صلوة أوّابين» مي گويند، انجام بدهيد.
و نماز ظهر را هم در وقت فضيلت انجام دهيد که در قرآن بدان تأکيد شده و مراد از صلوة وُسطي» همان نماز ظهر است.
2- و امّا در مورد نافل? شب بخصوص بايد بدانيد که: انجام دادن آن در نظر مؤمنين و سالکان حضرت معبود از واجبات است و هيچ چاره اي جز أتيان آن نيست! و تعجّب است از کساني که قصد رسيدن به مرتبه اي از مراتب کمال را داشته ولي به قيام شب و انجام نوافل آن بي توجّه هستند!.
و ما هيچگاه نديده و نشنيده ايم که احدي به يک مرحله و مرتبه اي از کمال راه يافته باشد مگر بواسط? برپاداري نماز شب!.»
«3- وَ عَليکُمْ بِقرائةِ الْقرآنِ الْکريم في اللَيل بِالصوتِ الْحَسَنِ الْحزين، فهُوَ شرابُ الْمُؤمنين.
4- وَ عليکُمْ بالتزام الْأوْراد الْمعْتادَة التي هي بيد کُلِّ واحدٍ منْکُمْ. وَ السّجْدَةِ الْمَعهُودَةِ مِنْ 500 إلي 1000.»
«3- بر شما باد به قرائت قرآن کريم در نافله هاي شب که انسان را حرکت داده، سير او را سريع مي نمايد و براي او بسيار مفيد است. تغنّي به قرآن، انسان را بخدا نزديک مي کند! بخلاف غناي محرم که آدمي را به لهو مي کشاند. پس تا مي توانيد در شبها قرائت قرآن کنيد، چرا که قرائت قرآن شراب مؤمنين است.
4- بر شما باد اينکه: به انجام دادن اوراد و أذکاري که هر يک از شما بعنوان دستور در دست داريد، ملتزم و متعهد باشيد!.
و بر شما باد به مداومت سجد? يونسيّه و گفتن ذکر يونسيّه: «لا إلهَ إلا أنتَ سُبحانکَ إني کُنْتُ مِن الظالمين7» در سجده از پانصد تا هزار مرتبه.»
«5- وَ زيارَة المشْهد الْمعظَّم الْأعظم کُل يومٍ. و إتيانُ الْمساجدِ الْمعظَّمَة ما أمْکنَ. وَ کذا سائِرَ الْمساجدِ. فَإنَّ الْمُؤْمن في الْمسجد کالسَّمَکة في المآءِ.
6- وَ لا تترُکوا بَعدَ الصلواتِ الْمفروضاتِ تسبيحةَ الصِّديقة صلواتُ اللهِ عليها، فإنَّها مِنَ الذِّکْر الکبير. وَ لا أقَلَّ في کلِّ مَجْلِسٍ دوْرَةٌ.»
«5- بر شما باد به زيارت مشهد اعظم، که مراد همان حرم مطهر اميرالمؤمنين و قبر نوراني آن بزرگوار است. و نيز ساير مشاهد مشرف? اهل البيت عليْهم السلام و مساجد معظمه مانند: مسجد الحرام، مسجد النبي، مسجد کوفه، مسجد سهله و بطور کلي هر مسجدي از مساجد! زيرا مؤمن در مسجد، همانند ماهي است در آب دريا!.
6- و هيچگاه پس از نمازهاي واجب خود، تسبيحات حضرت صديقه صلَوات الله عليها را ترک ننمائيد، زيرا اين تسبيحات، يکي از انواع «ذکر کبير» شمرده شده است.»
«7- وَ مِنَ اللازمِ الْمُهمَّ الدُّعآءُ لفرجِ الْحجَّة صَلواتُ اللهِ عَليهِ في قُنوتِ الْوتر. بَل في کُلِّ يومٍ و في جميع الدَّعوات.
8- وَ قراءةُ الْجامعة في يومِ الجُمُعة أعْني الجامعةَ الْمعروفَةَ الْمشروحَة.
9- وَ لا تَکونُ التلاؤَة أقلَّ مِنْ جزْءٍ.»
«7- يکي از وظائف مهم و لازم براي سالک إلي الله، دعا براي فرج8* حضرت حجّت صلوات الله عليه در قنوت «وَتْر» است. بلکه بايد در هر روز و در هم? اوقات و هم? دعاها، براي فرج آن بزرگوار دعا نمود.
8- و يکي ديگر از وظائف لازم و مهم، قرائت زيارت جامعه، معروف به «جامع? کبيره» در روز جمعه است.
9- لازم است که قرائت قرآن حتماً کمتر از يک جزء نباشد.»
«10- وَ أکْثروا منْ زيارة الإخوان الأبرار؛ فإنهمْ الاخْوانُ في الطريق وَ الرَّفيقُ في المضيق.
11- وَ زيارة القبور في النَّهار غبّاً وَ لا تزورُوا ليْلاً.
مَا لنا..... وَ للدُّنْيا؟! قَدْ غرَّتْنا! وَ شَغلتْنا وَ اسْتهوَتنا وَ ليْسَتْ لَنا!!.
فَطوبي لرجالٍ أبْدانُهمْ في الناسوت وَ قلوبُهُمْ في اللاهوتِ.... اولئک الأقلونَ عدَداً...... وَ الأکْثرونَ مَدَداً..... أقولُ ما تسْمعونَ. وَ أَسْتغفرُالله.»
«10- تا مي توانيد بسيار به ديدار و زيارت برادران نيکوکار خود بشتابيد، چرا که براستي آنها برادراني هستند واقعي که در تمام مسير، همراه انسانند و با رفاقت خويش، آدمي را از کريوه هاي نفس و تنگناها و عقبات آن عبور مي دهند!.
11- به زيارت اهل قبور ملتزم باشيد ولي نه بصورت مداوم و همه روزه (مثلاً در هفته، يک روز انجام بگيرد) و نبايد زيارت قبور در شب واقع گردد.
ما را با دنيا چه کار؟! براستي دنيا ما را فريب داده، به پستي و ذلّت کشانيد! ما را از مقام عزت و رفعت پائين آورد! و دنيا پست تر از آنست که براي ما هدف قرار گيرد! پس آن را براي اهل دنيا واگذاريد!!.
پس به به! خوشا بحال آن مرداني که بدنهاي آنان در اين عالم خاکي است ولي قلوبشان در عالم لاهوت، يعني در عالم احديت و واحديّت و عزّ پروردگار در پرواز مي باشد!.
و اين افراد، اگر چه از نظر تعداد بسيار کم هستند وليکن از نظر قوّت و مدد و از جهت واقعيت و اصالت و حقيقت داراي اکثريت مي باشند.
من مي گويم آنچه را که شما مي شنويد و از ذات اقدس حضرت حق طلب مغفرت مي نمايم.» (1357 ه ق)
اين دستوراتي است که مرحوم قاضي به شاگردان خود داده است ، و رفقا اين دستورات را در اين سه ماه انجام مي دهند ؛ البته اين اعمال را در حد امکان ، هر کسي که نمي تواند هر روز را روزه بگيرد حتي الامکان 5 روز از رجب و 10 روز از شعبان را بگيرد، خلاصه بحسب ملاحظه مزاج و قوه و حال و استعداد بگيرد.
و قراءة القرآن در شب علي حد قدرة .
اگر مي تواني نخواب و اگر کسي نمي تواند همه شب را نخوابد ؟ صب باشد ، صب يعني جگر سوخته ، بيدار خوابي کند، شب زود بخوابد و سعي کند بيدار خواب کند طوري که بدن استراحت خود را بگيرد.
؟ مرحوم قاضي اول شب مي خوابيدند بعد نماز مي خواندند و بعد مي خوابيدند و باز نماز مي خواندند ، همينطور تا دو ساعت به اذان که ديگر نمي خوابيدند ، مرحوم آخوند 3 ساعت به اذان صبح بيدار بودند، اگر نافله شب را بجا نياوريد فائده ندارد و عرفان معني ندارد.
عرفان به عمل است نه به گفتن!